
به گزارش
خبرگزاری صدا و سیما؛"بهرهوری" به معنی استفاده مؤثر و کارآمد از ورودیها یا منابع برای تولید محصول یا ارائه خروجیها (خدمات) است که خود را به صورت ارزش افزوده نشان میدهد. ورودیها (نهادهها) منابعی از قبیل: مواد اولیه، ابزارآلات و تجهیزات، نیروی کار و زمین و ... هستند که برای خلق خروجی یا ستاده (محصولات تولیدی و خدمات) استفاده میشوند.
همه از بهره وری خوششان میاید، اما در تعریف و راههای ارتقای ان تنوع زیاد است. بیان تئوری ان هم بسیار ساده است، اما در زمان پیادهسازی و عملیاتی کردن.
آسان نیست.
باید روشها و مکانیزمها عینی و کاربردی ارائه و پیاده شود و قابل کنترل و ازریابی هم باشد.
تعریف دقیق شاخصها، ایجاد مکانیزمی جهت تولید دادهها و اطمینان از صحت دادههای تولید شده، اندازهگیری صحیح شاخصها در عمل بسیار دشوارند و باید در طراحی و پیادهسازی سیستم اندازهگیری بهرهوری توجه شود.
* تعاریف بهرهوری
تعریف مرکز بهرهوری ژاپن (JPC): بهرهوری عبارت است از به حداکثر رساندن استفاده از منابع، نیروی انسانی، تسهیلات و ... به طریقه علمی و کاهش هزینههای تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال، کوشش برای افزایش دستمزدهای واقعی و بهبود معیارهای زندگی آنگونه که به سود کارکنان، مدیریت و عموم مصرف کنندگان باشد.
تعریف مرکز بهرهوری ایران (NIPO): بهرهوری یک فرهنگ، یک نگرش عقلایی به کار و زندگی است، که هدف آن هوشمندانهتر کردن فعالیتها برای دستیابی به زندگی بهتر و فعالتر است.
انواع بهرهوری
۱ ـ. بهرهوری جزء: رابطهبین ستاده با یکی از منابع ورودی (نهاده) است. مثلاً بهرهوری نیروی انسانی، بهرهوری سرمایه و یا بهرهوری مواد که اصطلاحاً به آن بهرهوری جزء میگویند.
۲ ـ. بهرهوری کل عوامل: نسبت برون داد خالص است به مجموع نهادههای نیروی کار و سرمایه. منظور از برون داد خالص همان ارزش افزوده است.
- ۳ بهره وری کل: نسبت کل برون داد تقسیم بر جمع عوامل درون داد را بهره وری کل گویند.
* چرخه بهرهوری
مدیریت و هدایت مسیری است که منابع و نهادهها وارد فرایند تولید میشوند و در پایان به صورت محصول قابل فروش خارج میشوند.
برای اینکه ما به موفقیت دست یابیم و سیستمی که طراحی شده است اثربخشی را داشته باشد، بایستی کوشش و تلاش ما در چارچوب خاصی انجام شود.
این چارچوب خاص ما را به هدف نهایی یعنی ارتقای بهره وری میرساند.
سنجش و اندازهگیری در فرآیند بهرهوری لازم است تا از حرکت حجمی و ارمانی پرهیز شود و ابزاری برای کنترل و نظارت بر پیشرفت، یافتن نقاط قابل بهبود و ... وجود داشته باشد.
* تعریف شاخصها
مهمترین نکته در تعریف معیارها، اجرایی و عملیاتی بودن آن است و نباید معیاری تعریف شود که نتوان آن را پیادهسازی کرد.
معیار باید قابل اندازهگیری و محاسبه و رقومی سازی باشد.
تعریف صحیح شاخص نخستین گام در قسمت سنجش و اندازهگیری چرخه بهرهوری است. شاخص غلط ما را به نتایج بهرهوری غلط میرساند.
گام مهم بعدی و دوم، ارزیابی بهرهوری شاخصهاست (تبیین نقاط ضعف و قوت).
در گام سوم، پس از ارزیابی برای برطرف کردن مشکلات و افزایش بهرهوری جلساتی برگزار میشود تا نتایج، تجزیه و تحلیل گردد و جهت بهبود برنامهریزی هم نقشه ر. یزی شود.
در گام چهارم پس از برنامهریزی، تلاشهای اساسی جهت بهبود بهرهوری و افزایش و رشد اقتصادی انجام میشود و این چرخه ادامه مییابد.
* سیستم اندازهگیری بهرهوری
هر سیستمی که طراحی میشود، ساختار خاصی دارد.
در اندازهگیری بهرهوری یک مجموعه داده به عنوان ورودی لحاظ میشود که پس از انجام یک سری فرایند به محصول نهایی (خروجی)، تبدیل میشود.
باید مختصات ورودیها و خروجیها هدفگذاری و مشخص شود تا به طور رقومی بتوانیم ان را ارزیابی و تجزیه و تحلیل کنیم.
برای محاسبه بهرهوری یک سری ازعوامل (معیارها) به عنوان خروجی (Output) و یک سری به عنوان ورودی (Input) لحاظ میشوند.
برحسب انواع منابع مورد استفاده، یک سیستم بهرهوری میتواند روشها متنوعی
داشته باشد.
برای اندازهگیری بهرهوری بایستی به ۳ گام اساسی توجه شود.
نخستین گام در اندازهگیری بهرهوری، شناسایی ستانده (خروجی) است.
ارزش حاصله (سود / خروجی) = درآمد - هزینه
گام دوم، شناسایی انواع نهاده (ورودی) و اندازهگیری آنهاست.
نهاده (ورودی) = فضا + نیروی انسانی + تجهیزات + موجودی انبار
گام سوم، محاسبه بهرهوری: تقسیم ستانده بر نهاده.
۱) روش محاسبه ارزش حاصله (ستانده /خروجی)
در محاسبه ستانده (خروجی) سازمان و نهادها، دوره ارزیابی مشخص معمولا سه ماهه تا یک ساله مدنظر قرار میگیرد.
برای به دست آوردن ارزش ریالی آن، جمع همه خدمات انجام شده آن بخش (واحد / شرکت / سازمان) محاسبه و از هزینههای مربوطه کسر میشود و ارزش حاصله (ستانده) به دست میاید.
۲) محاسبه نهادهها (ورودیها)
شامل ارزش منابع و مواد اولیه، نیروی انسانی، ساختمان، امکانات، انبارها، دانش، تجربه است.
بهرهوری کل
مبلغ ستانده که در یک سال توسط واحد تولیدی کسب شده است محاسبه و بر جمع ارزش ریالی همه منابع موجود تقسیم میشود.
عدد به دست آمده نسبت بهرهوری کل منابع آن قسمت (تولیدی) را نشان میدهد.
* تجزیه و تحلیل
بهبود بهره وری، مسئولیت اصلی مدیریت است. افزایش بهرهوری امکان پذیر نیست مگر با شناخت و تجزیه وتحلیل آن.
با اندازه گیری بهرهوری به روند بهرهوری (مثبت / منفی) یک شرکت تولیدی پی میبریم و کمک میکند تا فرصتها و عوامل موثر در بهبود بهرهوری را بشناسیم و جهت ارتقا (بهبود) بهرهوری، پیادهسازی کنیم.
* روش محاسبه بهرهوری
محاسبه بهرهوری جزئی: در محاسبه بهرهوری هر یک از منابع کافی است جمع درآمد بر ارزش هر یک از منابع دخیل (ورودیها) تقسیم شود.
محاسبه بهرهوری کل: جمع درآمد حاصل شده (ستاده) بر مجموع کل ارزش هر یک از منابع (ورودی) تقسیم میشود.
برای اجرای کامل چرخه بهرهوری و رسیدن به نتایج مطلوب و رشد بهرهوری باید پنج مورد رعایت شود:
- وجود دیدگاه سیستمی
- تعریف صحیح شاخصها
- ایجاد مکانیزمهای ارتباطی جهت تولید دادههای شاخصها
- ایجاد استانداردها و خط مبنا برای بهرهبرداری
- توجه به روندها (مهم ایجاد روند مثبت در بهرهوری).
با اجرای چرخه بهرهوری، سازمان میتواند پویا شود و در جهت استفاده مناسبتر از منابع در دسترس خود حرکت کند.
* پیش به سوی اقتصاد بهره ور
بهرهوری یکی از بخشهای هفتگانه طرح تحول اقتصادی محسوب میشود و دولت با تشکیل شورایی مشورتی در کارگروه طرح تحول به دنبال ارائه راهکارها و برنامههایی برای افزایش بهرهوری در کشور است.
هدف این است که رشد اقتصادی کشور نهادینه و پایدار و تولید یک اقتصاد بهرهور باشد.
سطح عمومی سواد در کشور افزایش یافته است، اما بهرهوری رشد مطلوبی نشان میدهد اگر نپذیریم رشد بهرهوری در جهت عکس رشد سواد بوده است.
بهرهوری به معنای استفاده موثر از دادهها برای تولید ستاندههاست و امروزه یکی از منابع رشد اقتصادی محسوب میشود و بهبود این شاخص تولید ناخالص داخلی و رقابتپذیری را بیشتر میکند.
بهرهوری شاخص نیل به هدفهاست و در پرتو آن تلاش میشود تا تخصیص منابع مناسبتر و تصمیمات بهتر سامان دهی شود و اهداف تحقق یابد.
تا مدتها مهمترین وجه تمایز کشورها سرمایههای فیزیکی بوده است و پس از سرمایههای انسانی، عاملی به نام سرمایه اجتماعی به وجود آمده که همه عوامل بالاتر از این عامل به آن وابسته هستند، و اگر این عامل به درستی ساماندهی نشود همه عوامل آسیب میپذیرند.
برای گسترش مفهوم بهرهوری باید منابع را به درستی بشناسیم و درک کنیم.
این منابع شامل تمامیت حاملهای ارزش افزوده در مختصات " طول، عرض، زمین منابع زیرزمینی و فضایی و جمعیت + زمان" است.
اما هنوز استعداد و فضای کسب و کاری که مبتنی بر بهره وری باشد، ایجاد نشده است.
مستقل بودن بودجه از بهرهوری باعث میشود که دستگاهها برای افزایش بهرهوری خود تلاش نکنند.
متاسفانه عوامل مغایر با رشد بهره وری در شکور روز بروز فربهتر میشود و حجم گسترده و مخرب یارانههای ... دفمند از سختترین موانع برای عبور به ان سوی بهره وری است.
اگر لایحه هدفمند کردن یارانهها، تصویب و به سرعت اجرایی نشود این روند ادامه خواهد داشت و سرانجام اقتصاد را به بن بست خواهد رساند.
باید به یک نظام جامع سنجش، عارضه یابی و بهبود بهرهوری برسیم.
باید به درک مشترک برسیم. اگرچه بهرهوری واژه درستی است، اما معنای واقعی آن برای مردم عادی و حتی متخصصان و دستاندرکاران فعالیتهای اقتصادی قابل درک نیست.
بهرهوری حاصل برداشت از منابع ثابت است و باید ارزش افزوده انها بیشتر شود، اما بیشترموارد کم میشودو این همان "بهره وری منفی" است.
به دلیل ساختار رانتجویانه در کشور، بهرهوری فقط به شکل شعاری مورد توجه قرار میگیرد.
به دلیل نفتخیز بودن کشور و دارا بودن منابع طبیعی بسیار، اقتصاد رانتی ایجاد شد و مردم به تولید گرایش ندارند و به دنبال رسیدن به حداکثر سود هستند.
دولت باید عوامل تحریک تقاضای بهره وری را حذف کند مانند یارانههای غیر هدفمند.
از طرف دیگر باید فضای کسب و کار از دوران "رانت خواری" خارج شود و به رقابت تبدیل شود.
طرح بزرگ تحول اقتصادی " تنهاترین و پردستاوردترین روش "برای ایجاد نهضت واقعی رشد بهره وری در اقتصاد و جامعه ایران است.
هدف جوهری و ماهیت ذاتی هر بر نامه توسعهای را ارتقای بهره وری منابع با رویکرد حداکثرسازی ارزش افزوده جدید، متناسب با برترین فناوریهای نرم و سخت تشکیل میدهد.
از برنامه سوم به بعد تقریبا فصل مشخصی برای رشد بهره وری (۳۰ درصد نرخ رشد اقتصادی) هدفگذاری میشد که در برنامه پنجم توسعه نیز ادامه یافته و همچنین ارثیه برنامه ششم است.
به نظر میرسد افزایش بهره وری و تلاش برای " کارایی تخصیص و اثربخشی منابع " و " استفاده درست از منابع در زمان و مکان درست" همان گمشده بزرگ اقتصاد ایران است که تاکنون به دلیل ساختار اقتصادی و برنامه ریزی جزیرهای، و آرمانی و بدون ابزارشناسی، احیاء نشده است.
فقر بهره وری، همچنان "آزاردهنده" است و ادامه این روند هم باعث رنجشهای اقتصادی به ویژه در حوره تخصیص منابع و اسراف در "مصرف حاملهای ارزش افزوده" میشود و مزیتهای استخراج ارزش افزوده را تهدید کرده است.
این همان کاهش نرخ رشد اقتصادی برغم داشتن منابع عظیم نفت و گاز و نیروی انسانی تحصیلکرده و جمعیت جوان در کشورمان است.
در اقتصاد ایران یک "واقعیت تلخ" وجود دارد که نرخ بهره وری به ویژه نیروی کار در سالهای اخیر پایین بوده است.
کیفیت نیروی کار در ایران در سالهای اخیر تغییر قابل ملاحظهای؛ نداشته است.
کشورمان در سالهای تجربه انفجار آموزشی داشته و تحصیلات نیروی کار افزایش یافته است به طوری که تعداد شاغلان تحصیلکرده در بازار کار ایران ترقی کرده؛ اما این کار؛ تولید ناخالص داخلی را افزایش نداده است.
علت اصلی این است که زیرساختها، هنوز برای ارتقای بهره وری نیروی کار و سرمایه در ایران مناسب نیست.
بنا برخی امارها متوسط سرانه ثروت جهانی ۸۶ هزار دلار و در ایران ۲۸ هزار دلار است.
سهم متوسط منابع انسانی در جهان ۶۴ درصد و در ایران ۳۴ درصد است و ایران در مقایسه با متوسط جهانی مصرف انرژی، سه برابر بیشتر نفت مصرف میکند و شدت انرژی ایران پنج برابر متوسط جهانی آن است و بهرهوری انرژی به ازای یک بشکه نفت در دنیا ۶۸۸، در اروپا ۱۳۱۶ و در ایران ۲۱۹ واحد، ارزش ایجاد میکند.
برخیها میگویند اگر این روال ادامه یابد در سال ۱۳۹۸ چیزی برای صادر کردن نخواهیم داشت و همه چیز باید در داخل خود کشور مصرف شود.
بهره وری منابع غیر انسانی هم پایین است وهم اکنون قیمت انرژی فقط حدود سه واحد درصد از قیمت تمام شده، یک محصول را تشکیل میدهد؛ انگیزه برای کاهش مصرف انرژی در واحدهای تولیدی کاهش مییابد که مغایر با سیاستهای دولت در زمینه مصرف انرژی است.
این وضع باعث شده است استفاده از همه " حاملهای ارزش افزوده و از جمله حاملهای انرژی " به شدت " غیر بهره ور" باشد و هنوز تقاضا برای افزایش بهره وری در جامعه تحریک نشده است.
وقتی بیش از یک سوم قانون بودجه سالانه، اعتبارات یارانهای است چگونه میتوان بهره وری را انتظار داشت.
کارآمدی اقتصاد به رشد بهره وری بستگی دارد و باید همه تولیدگران و صنعتگران و صاحبان منابع به درک مشترکی از آن برسند.
هیچ یک از مسائل اقتصادی را نمیتوان بدون اهتمام به بهره وری برطرف کرد و باید با درک و فهم دقیق از وضعیت بهره وری، مهارت و فن آوری، ایجاد ساختارهای نوین و تصویب مقررات مبتنی بر اصل ارتقای بهره وری، برنامه ریزی کنیم.
نرخ رشد بهره وری سرمایه را در کشور در دهههای اخیر کاهنده است و، چون تدابیر گذشته برای ارتقای بهره وری مناسب نبوده است، بهره وری را نمیتوان به صورت دستوری ارتقا داد بلکه باید محیط مناسب برای افزایش آن فراهم شود و هر پدیدهای به محیط مناسب نیاز دارد. این انتظار را باید اصل ۴۴ پاسخ بدهد.
در سالهای اخیر افزایش بهره وری به بخشهای تولید عرضه شده است در حالی که باید بخشهای تولیدی و صاحبان منابع برای رشد بهره وری متقاضی باشند.
هرچه قدر انضباط مالی و روند تصمیم گیری در مورد طرحهای اقتصادی و طرح تحول اقتصادی بیشتر شود میتوان به رشد بهره وری امیدوار بود، اما باید این مسئله به تقاضای بخش تولید اقتصاد تبدیل شود یعنی تولید کنندگان خواهان ارتقای بهره وری شوند.
ارتقای کارآمدی و بهره وری باید در قانون بودجه سالانه حاکم شود و با اجرای طرح تحول بزرگ اقتصادی میتوان به تحقق ان امیدوار بود.
زمانی که نهادها در مقابل بودجهای که دریافت میکنند؛ پاسخگو باشند و بدانند ضروری است برای افزایش بودجه؛ بهره وری بیشتری داشته باشند؛ در نتیجه تقاضا برای بهره وری نیروی کار در هر نهاد و دستگاهی؛ افزایش مییابد.
زمانی که دستمزدها تابع بهره وری باشند؛ بنابراین نیروی کار تقاضای بیشتری برای رفتار بهره ورانه از خودنشان میدهد.
برای افزایش بهره وری در جامعه اقتصادی خرد و کلان، باید به رابطه ان با خصوصی سازی؛ رقابت پذیری؛ تخصصیتر شدن منابع و کارآمدی دولت، نهادینه شود.
* رهایی از اتلاف حاملهای ارزش افزوده اقتصادی
سالهاست که ارتقای بهره وری منابع و تخصیص بهینه منابع در مسیری که به رشد حجم ارزش افزوده منتهی شود، یکی از مهمترین و واقعیترین منابع رشد و توسعه اقتصادی محسوب میشود.
مدیریت مناسب منابع از اصلیترین مضمونها و مفاهیم نهفته در طرح بزرگ تحول اقتصادی است که با ارتقای بهره وری، همبستگی مستقیم دارد.
بهره وری در سطح اول به عنوان عنصر و مختصات مشترک همه بستههای سیاستی و اجرایی مورد توجه قرار گیرد.
در سطح دوم نیز بهره وری به عنوان یک بسته در کنار بستههای دیگر که بخشی از اجرای طرحهای اقتصادی هستند؛ مطرح میشود" تا کار بهتر، بهتر انجام شود".
اما نخستین و اصلیترین مشکل در این زمینه، درک ناقص از منابع است که قبل از تخصیص منابع مطرح میشود.
ابتدا باید منابع را شناخت، سپس متناسب با نیازهای اقتصادی کشور تخصیص داد و پس از آن در جهت استخراج حداکثر ارزش افزوده، برنامه ریزی و تلاش کرد.
حساسترین نقش را سازمان ملی بهره وری دارد.
برای رسیدن به بهره وری بالاتر و ایجاد نهضت بهره وری باید دو سیاست همزمان اجرایی شود که یک بخش به حذف یارانه ... دفمند مربوط میشود و بخش دوم ان هم شامل ارتقای فضای کسب و کار و ایجاد رقابت حداکثر با شفافیت در بازارهای اقتصادی است که با اجرای موثر و کامل سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی میتوان به ان امیدوار بود.
امروز اول خرداد؛ روز ملی بهره وری و بهینه سازی مصرف است.