پخش زنده
امروز: -
علیرضا قزوه شاعر کشورمان در حکایت سفر یکی از اعضای دولت به قطب جنوب و برکناری او به دستور رئیس جمهور، شعری سرود.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما؛ علیرضا قزوه در حکایت سفر یکی از اعضای دولت به قطب جنوب و برکناری او به دستور رئیس جمهور، شعری سرود.
شنیدم که همراه ژن های خوب
بزرگی روان شد به قطب جنوب
به جایی که جز برف و سرما نداشت
هتل های برفیش هم جا نداشت
همه شام در چادری خواب کرد
سحرگاه سرماش بی تاب کرد
ز سرما همه شب پتوپیچ بود
خوراکش به جز برف و نان هیچ بود
همان روز اول گلودرد کرد
سفیدی رخ سرخ او زرد کرد
در آنجا کمی ماهی خشک خورد
همین را نمی خورد جان می سپرد
در آنجا فقط پنگوئن دید و خرس
به جای غذا حرص می خورد و حرص
شبی هم ورا خرس دنبال کرد
بسی رنج دید و بسی حال کرد
پس از هفته ای موقع بازگشت
ز استادش این نامه را کرد دشت:
نگفتم مرو سمت قطب جنوب
ز مردم شکستی فراوان قلوب
ز دست شما پاره شد این گلو
ز دولت مبر بیش از این آبرو
پس از این بخور نان به بازوی خویش
نهایت برو مشهد و قشم و کیش!