پخش زنده
امروز: -
سوئیچ را که میچرخانم، ضبط را جا میزند و هنوز ماشین گرم نشده است موسیقی مورد علاقه اش را انتخاب میکند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما، نوای پیانو در ماشین میپیچد. چیزی نمیگذرد که خواننده میخواند: ”کفشای آهنی پام کردم من این دنیای وحشی رو رام کردم، مشکلاتو میذارم زیر پا، میرم بالا، من مثل بالگردم! “
شعری که میشنوم توجهم را جلب میکند و بیش از آن تعجبم را! خواننده را نمیشناسم؛ همین قدر میدانم سبکی که او میخواند رپ یا راک، سبکی است که بیشتر اشعارش با ناامیدی و گله گذاری از زمین و آسمان و پدر و مادر و دوست و دشمن و تقدیر گره خورده.
به جز معدودی، اغلب خوانندگان این سبک در آثارشان، از بی مهری و تلخی و سیاهی روزگار و آدم هایش فریاد میزنند.
میان اشعاری که انبوهی از تصاویر سیاه را پیش روی نوجوان و جوان امروز قرار میدهند و در ناخودآگاه او، آینده را پوچ و تلاش برای رسیدن به موفقیت را بی فایده نشان میدهند، حالا یک قطعه موسیقی راک پیدا شده که قرار است مشکلات را زیر کفش آهنی اش بگذارد. میخواند:” هرکجا مشکلات بزرگ شد من سعی ام را زیاد کردم، حتی توی بدترین شرایط باز به خودم اعتماد کردم، یاد گرفتم که زندگی سخته و دست زیاده بالا دست، توی جاده زندگی همیشه پایین و بالا هست ... “
اسم خواننده را که میپرسم، میان زمزمه کردن و هم خوانیهای درست و غلطش با او، نفس کوتاهی تازه میکند و برای آنکه فرصت هم خوانی را از دست ندهد خیلی تند و سریع جوابم را میدهد:” زانیار “
زانیار خسروی و سیروان؛ دو برادر دهه شصتی که نامهای خاصشان از اصالت کردی شان حکایت دارد و پیش از این هم قطعه پرطرفدار ” دوست دارم زندگی “ را با همین حال و هوای امیدبخش تولید کرده بودند. این سابقه کوتاه که از ذهنم میگذرد، زانیار ادامه میدهد: ” هیچ مشکلی بزرگ، هیچ دیواری بلند نیست، این دنیا جایی واسه اونا که همیشه جلوی خطر پر از دلهره اند نیست، اگه مانع زیاده من با عزم و اراده میرم جلو خیلی ساده، این دنیا بازتاب رفتار خودته غمگین باشی غمگینه و شاد باشی شاده “
خوشحال میشوم که در یکی از سبکهای مورد علاقه نسل امروز شعری را میشنوم که توانسته با مفاهیم سازنده و امید بخش توجه مخاطبان همیشگی اش را به خود جلب کند. شعری که به نوجوان و جوان امروز میگوید قبل از هر کس باید از خودت انتظار داشته باشی و میخواند: ” همه فکر و ذکرم اینه یک کم تغییر بدم خودم رو، چون نمیشه تغییر داد دنیا رو. یه وقتایی یه زخمایی نمیشکنه قویتر میکنه ما رو، همه میگن دوست دارن که مشکلات حل شه، ولی واسه این کار میخوان یه نفر دیگه نفر اول شه، واسه تغییر واسه هرچی از خودت شروع کن، اگه میخوای این دنیا به بهشت مبدل شه، بد به دلت راه نده به ترسات پا نده، محکم باش برو جلو تا آخر وایسا وا نده، نمیرم عقب حتی یه قدم، من جلو دردا هیچوقت کوتاه نیومدم “
با خودم فکر میکنم هنرمندان محبوب نسل جوان اگر بدانند و بخواهند، چقدر میتوانند در هدایت و الگوسازی برای بچههای این نسل نقش مثبت داشته باشند!
آثار فرهنگی هنری چقدر میتواند نقش تربیتی داشته باشد و حرفهای مهم و بر زمین مانده پدر و مادرها را به بچهها منتقل کند. چقدر جای این دست کارها در نهادهای فرهنگی و نظام آموزشی ما کم است.
من از شنیدن این ابیات با این سطح از امید بخشی آنقدر ذوق زده شده بودم که با وعده جایزه از پسرم خواستم شعر را حفظ کند، به این امید که ”من میتوانم هایش“ در ناخودآگاهش بماند.
مگر غیر از این است که امید، موتور محرک آدمها برای حرکت رو به جلو و ساختن است؟ پس چرا خیلی از خالقان آثار فرهنگی - هنری به بهانه به تصویر کشیدن واقعیت، ریشه امید به آینده و اصلاح را در وجود نسل جوان میخشکاند!، مگر حافظ و سعدی و مولوی و فردوسی که در قله ادبیات این سرزمین میدرخشند با تلخی و مشکلات روزگار غریبه بودند. در همین عصر هم کم نداشته ایم، اشعاری که در مقاطع مختلف تاریخی در حرکت و هدایت مردم و امیدآفرینی در وجودشان نقش موثری داشته اند.
چقدر خوب میشود اگر امروز هم شعر به جایگاه اصلی و اولیه اش بازگردد و مفاهیم سازنده را در باور نسل آینده ساز این سرزمین نهادینه کند و این همان شعر و موسیقی متعالی است، اثری که میتواند کارآمدتر از هر سیاستگذاری و برنامه ریزی فرهنگی عمل کند. سلولهای خاموشی در وجود هر کداممان هست که گاهی با یک اثر هنری هم میتواند بیدار شود و شروع یک اتفاق و حرکت مثبت را رقم بزند.
![]() |
خبرنگار سرويس اجتماعی، خبرگزاری صدا و سیما |