پخش زنده
امروز: -
رئیس فرهنگستان علوم پزشکی ایران در نامهای با موضوع «تأملی علمی در حادثه دومای سوریه» به دبیر کل سازمان ملل در این مورد نکاتی را به وی گوشزد کرد.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما به نقل از روابط عمومی فرهنگستان علوم پزشکی ایران؛ متن نامه دکتر سید علیرضا مرندی به این شرح است:
عالیجناب دبیر کل محترم سازمان ملل متحد جناب آقای گوترس
با توجه با ابهامات زیادی که از طرف متخصصان کشورمان در فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران در مورد حادثه اخیر دومای سوریه مورخ ۷ آوریل ۲۰۱۸ (۱۸ فروردین ۱۳۹۷) مطرح شده است، خلاصهای از موارد طرح شده، حضورتان ارسال میشود تا قبل از اظهار نظر نهایی در خصوص چگونگی این حادثه توسط مراکز معتمد آن سازمان، مورد توجه قرار گیرد.
نخستین گزارشهای حادثه از طرف دو گروه مخالف دولت سوریه به نامهای The Syrian American Medical Society SAMS و The Syrian Civil Defense White Helmets منتشر شد.
در گزارش این دو گروه که بسیار شبیه هم بوده و در ۸ آوریل ۲۰۱۸ منتشر شد به گروه بیش از ۵۰۰ نفری از مصدومان اشاره شده که علائم آنها نشان میدهد در معرض یک ماده شیمیایی قرار گرفته اند.
در گزارش به یک مصدوم زن اشاره شده که در حال تشنج بوده و مردمک نقطهای داشته است. علاوه براینها به ۴۳ مورد دیگر اشاره شده که در خانهها با علائم کف فراوان از دهان و سیانوز و زخم قرنیه فوت شده بودند و با توجه به علائم آنها، به احتمال زیاد در معرض ترکیبات اورگان و فسفره قرار داشته اند.
سپس بسیاری خبرگزاریها علائم را به نقل از گزارش فوق منتشر کردند و برخی نیز به طور نامشخص به یک روزنامه نگار محلی، پارامدیک و نیروهای امدادی به عنوان منبع خبر شواهد مشابهی نقل کردند.
الف- بحث در مورد علائم بالینی: یکی از علائمی که در این گزارشها مطرح شده و در تشخیص گازهای اعصاب اهمیت زیادی دارد تنگی مردمک است که در این مورد ملاحظات زیر مطرح است:
۱ - این علامت در تصاویر بسیار کم وجود دارد و نیز مقدار تنگی مردمک کمتر از آن است که در این موارد انتظار میرود.
۲ - یکی از علائمی که در گروه بیش از ۵۰۰ نفری از بیماران ذکر شده مشاهده سوختگی قرنیه است که نشانگر معاینه چشم مصدومان است، حال چطور ممکن است در این گروه بزرگ، تنها در یک مورد تنگی مردمک (در یک بیمار بسیار وخیم) مشاهده کرده باشند؟
۳ -با توجه به تجربه گسترده ما از زمان جنگ شیمیایی عراق، تنگی مردمک رابطهای با شدت مسمومیت ندارد و در موارد خفیف هم به طور معمول وجود داشته است و تا یکی دو روز پس از حادثه باقی خواهد ماند. در نتیجه، در صورت ادعای حمله با بمب گاز اعصاب، باید بیمارانِ به طور نسبی سالم به همراه علائم چشمی به فراوانی در دسترس باشند، اما شواهدی در این زمینه منتشر نشد.
چهار مورد از تصاویر تنگی مردمک گاز اعصاب در حملات شیمیایی عراق به ایران ضمیمه این یادداشت شده است تا بتوان آنها را با موارد حادثه دوما مقایسه کرد. در حمله احتمالی شیمیایی دوما، باید تعداد زیادی بیمار مشابه مصدومان ایرانی گازهای اعصاب با علامت واضح تنگی نقطهای مردمک وجود میداشت، ولی تصاویر چنین بیمارانی وجود ندارد (فقط تصویر یک مورد مشکوک پخش شده که آنهم تنگی نقطهای ندارد).
همچنین لینک ویدئوی کوتاهی از واکنش نوری یک مصدوم گاز اعصاب (حمله شیمیایی ۲۷ اسفند ۱۳۶۲- نخستین حمله گاز اعصاب در تاریخ*) که از منطقه جنگی به نقاهت گاهی در اهواز-ایران منتقل شده و یک روز پس از مسمومیت با حال عمومی به طور نسبی خوب با یک پرستار سالم در همان شرایط مقایسه شده در ضمیمه آمده است.
پیشنهاد میشود تصاویر و فیلمهایی که مورد قضاوت سه کشور قرار گرفته اگر شامل موارد طبقه بندی شده بوده، در اختیار opcw قرار گیرد تا ارتباط آنها با تشخیص مسمومیت روشن شود.
ب- بحث در مورد نمونههای بیولوژیک: وزارت خارجه آمریکا در مورد تأیید حادثه دوما، ابتدا به اطلاعاتی اشاره میکند که در حال بررسی است و اگر تأیید شود باید پاسخ فوری جامعه جهانی را به دنبال داشته باشد.
سپس توئیتهای تهدید کننده رئیس جمهور آمریکا شروع میشود. در ۱۰ آوریل از سخنگوی کاخ سفید در مصاحبه مطبوعاتی سؤال میشود که دولت انگلیس گفته است هنوز دنبال تأیید حمله شیمیای (به دوما) است آیا آمریکا هم منتظر تأیید است؟ جواب: نمیتوانم وارد اطلاعات خاص طبقه بندی شده شوم.
به نظر میرسد، چون اطلاعات تصویری بیماران همگی پیش از این پخش شده بود پس آنها نمیتوانند مطالب طبقه بندی شدهِی مورد اشاره باشند، پس اطلاعاتی که منتظر تأیید است و هنوز طبقه بندی شده است چیست؟ این اطلاعات که باید ناگهان ابهامات را برطرف کند تنها نمونههای بیولوژیک است که ظاهرا فقط آمریکا آنرا دارد، ولی اکنون نام آن برده نمیشود.
سرانجام در ۱۲ آوریل مقامات آمریکایی اشاره به آن شواهد اطمینان بخش میکنند و میگویند: آزمایش نمونههای خون و ادرار برای سلاحهای شیمیایی مثبت شده است که شامل کلرین و عامل اعصاب ناشناخته بوده است و سپس در ۱۳ آوریل CNN ذکر میکند این ترکیبات کلرین و سارین بوده است.
همان روز نماینده آمریکا در سازمان ملل با قاطعیت به خبرنگاران میگوید که حمله شیمیایی انجام شده است و آمریکا فرانسه و انگلیس نیز آن را تأیید کرده اند.
سرانجام بامداد روز بعد، حمله موشکی ۳ کشور به سوریه، براساس شواهد ادعایی انجام میشود که مهمترین آنها نمونههای بیولوژیک بوده است.
اکنون به فرض قبول صحت در نمونه گیری از بیماران شیمیایی مورد ادعای آمریکایی ها، چند ابهام وجود دارد:
۱ - نمونهها چه تعداد بوده و چند مورد جواب مثبت داشته است؟ آیا نمونه شاهد هم داشته و آیا فقط در یک آزمایشگاه در آمریکا آنالیز شده است یا در فرانسه و انگلیس و مراکز دیگر هم بررسی و پاسخها مقایسه شده اند؟
۲ - آیا نمونهها هم شامل افراد زنده و هم پس از مرگ بوده است؟
۳ - آیا مواردی بوده که در یک نمونه هم تشخیص کلرین و هم گاز اعصاب داده شده باشد؟
۴ - تشخیص مسمومیت کلر با چه روشی از نمونههای بیولوژیک ثابت شده است در حالی که در منابع علمی تا کنون، هرگز چنین شیوهای در تشخیص مسمومیت کلرین از مایعات بیولوژیک گزارش نشده است؟
پیشنهاد میکنم تعدادی از این نمونهها که مهمترین شواهد تشخیصی برای سه کشور حمله کننده به سوریه بوده اند در اسرع وقت در اختیار opcw قرار گیرد تا در مورد نتیجه آزمایشها اظهار نظر قطعی شود.
دکتر سید علیرضا مرندی رئیس فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران در این نامه نوشته است: گازهای اعصاب در جنگ جهانی دوم توسط آلمانها در مقیاس صنعتی ساخته شد، اما مصرف نشد، بنابراین نخستین کاربرد حداقل ۳ نوع از گازهای اعصاب شامل تابون و سارین و سیکلوسارین توسط عراق در ایران بوده است و پزشکان ایرانی برای نخستین بار در تاریخ، این بیماران را تشخیص داده و درمان کردهاند.